مقدمه

مهم ترین هدف انبیای الهی و یكی از اهداف دین مبین اسلام، برقراری عدالت و صلح جهانی بوده است.یكی از مسائل مهم برای رسیدن به توسعه همه جانبه ضرورت و لزوم صلح و آرامش در جهان است؛ چراكه در صورت جنگ و ناامنی و فقدان صلح، منابع مادی و نیروی انسانی تباه می گردد.نگرش های موجود درباره مناسبات عدالت و صلح را می توان به دو دسته نگرش مادی و نگرش الهی تقسیم نمود.

در نگرش مادی، صلح به معنای نبود و توقف جنگ بوده و با عدالت چندان مناسبتی ندارد. دیدگاه های مادی را می توان به صورت پیوستاری تصور نمود كه آرمان گرایی در یك سو و واقع گرایی در سوی دیگر قرار دارد. هر دو نگرش مزبور كه از جهان بینی مادی گرا نشأت می گیرند، صلح را در جهت منافع قدرتهای بزرگ معنا می كنند.هیچ یك از آنها عدالت را در صلح دخالت نمی دهند و همین امر، یعنی عدم توجه به مبادی و علل بروز جنگ و ناامنی و عوامل مخل صلح كه بی عدالتی و ظلم است باعث شده صلح حقیقی و پایدار در جهان محقق نگردد.

در نگرش توحیدی بر خلاف نگرش مادی ، صلح بدون عدالت معنا نمی یابد.این نگرش در مقابل طیفی از دیدگاه های مادی و تحریف شده الهی قرار می گیرد.روش شناخت در این دیدگاه براساس سه عنصر عقل، شرع و حس استوار است.در این بینش، انسان موجودی بالقوه خیرخواه، خداخواه، كمالجو و هدفدار است كه می تواند یكی از دو صفت سعادت یا شقاوت را كه ناشی از مختار بودن اوست داشته باشد.خط و مشی كلی صاحبان این نگرش كه انبیای الهی هستند، هدایت انسان ها و به كمال رساندن آنهاست. این امر در سایه برپایی عدالت و برقراری صلح و آرامش محقق می گردد و بشر با هدایت انبیاء و اولیای الهی تربیت شده، به كمال می رسد.

در این مقاله با نگاه به اندیشه­امام خمینی و برجسته ترین نظریه­پردازان انتقادی روابط بین­الملل به عنوان داعیه داران دو گفتمان مطرح كه در باب عدالت جهانی رهنمودهای را ارائه داده اند به تطبیق نظرات آنها با یكدیگر در باب روابط بین­الملل و به ویژه مفهوم عدالت جهانی پرداخته ایم.

1-امام خمینی، عدالت جهانی و روابط بین­الملل

عدالت همواره پرسش دائمی بشر بوده وهمین امر موجب شده است كه از گذشته برداشتهای متفاوتی از آن در میان انسانها وجوامع به وجود آید.آنچه كه موجب می شود كه جوامع به مفهوم عدالت بیندیشند، دغدغه"بهتر بودن"، "بهتر زیستن"، و"بهتر شدن"است(جمشیدی، درودی،1389،ص180).سنت امام خمینی پیرامون روابط بین­الملل از دو بخش تشكیل شده است:اول خودآگاهی از گذشته و بخش دوم كه بسیار اساسی­تر است اراده جسورانه جهت تغییر در نظام سیاست جهانی است؛ اراده­ای كه از ژرفای قضاوتهای درونی امام خمینی به عنوان عارفی برمی­خیزد كه جهان را سیاهی یا حجابی می­بیند كه جز با قیام شجاعانه برای افكندن نور معرفت خداوند بر آن، به روشنایی نمی­گراید(طاهایی، 1388، صص91-90).

بررسی دیدگاههای امام خمینی(ره)در مورد روابط بین­الملل یكی از مباحث مهم در اندیشه سیاسی ایشان محسوب می شود.برای شناخت دیدگاهها و مواضع امام خمینی در عرصه بین المللی ، باید مبانی دینی و فقهی ایشان را شناخت(پایگاه بررسی استراتژیك، 1389). اصول بنیادهای اعتقادی و فقهی كه جهت گیریهای امام در حوزه روابط بین­الملل و سیاست خارجی را تشكیل داده اند را می توان در موارد ذیل خلاصه كرد: 1- لزوم تحول در عرصه بین­الملل برای برقراری عدالت جهانی ،2-نفی سلطه بیگانگان یا تأكید بر اصل نفی سبیل ،3- اصل نفی ظلم و ظلم پذیری ،4- حفظ استقلال كشور و جلوگیری از وابستگی (اصل نه شرقی نه غربی)،5-حفظ تمامیت ارضی كشور، 6-اصل پایبندی به روابط بر اساس احترام متقابل وعدم مداخله ، 7- اصل وفای عهد و پایبندی به قراردادها در روابط بین المللی ، 8- تقویت روابط با مسلمین و دفاع از وحدت مسلمین ، 9-اصل دعوت یا صدور ارزشهای انقلاب ، 10-دفاع از مظلومین و مستضعفان (همان)

در مجموع از صلح، دو تعریف عمده می توان ارایه داد:

۱)صلح سلبی: در این معنا، صلح به معنای نبود و توقف جنگ است كه مورد توجه آرمان گرایان و واقع گرایان بعد از جنگ جهانی اول و بعد از جنگ دوم جهانی می باشد.هر دو دیدگاه دارای رویكرد سلبی نسبت به صلح هستند و تحقق صلح در جهان را در جهت تضمین منافع قدرت ها و بدون تأمین عدالت جهانی دنبال می كنند.این دیدگاه با نگاهی محافظه­كارانه هرگونه اقدام برای تغییر در وضعیت موجود جهانی را محكوم می­نماید.در این نگاه عدالت تازمانی معنا دارد كه بتواند منافع حاكمین را برآورده نماید.

۲) صلح ایجابی: صلح ایجابی به معنای استقرار آرامش و نبود جنگ همراه با عدالت و مساوات است كه زمینه توسعه اخلاق و تربیت انسان ها را مهیا می سازد. مكتب توحیدی اسلام و به تبع آن امام خمینی(ره)این صلح را مورد تأیید و تصدیق قرار می دهد.اسلام مذهب صلح و دوستی است و همه انبیا و ائمه اطهار (ع)از جنگ برای برانداختن ستم و جلوگیری از ظلم استفاده می كردند. از منظر اسلام و به تبع در اندیشه امام خمینی، صلح وقتی ارزش دارد كه حقوق مسلمانان و مظلومان رعایت شود و عدالت برقرار گردد؛ زیرا در این صورت است كه نتیجه استقرار صلح، یعنی آسایش و تربیت انسان ها، محقق می گردد.صلح بدون عدالت، اسارت و ذلت است.

از دیدگاه امام خمینی مادامی كه عدالت جهانی برقرار نگردد سخن راندن از صلح پایدار جهانی سخنی به گزاف است.امام خمینی حفظ نظم بین­المللی حاكم و برقراری روابط عادلانه با دیگران را منوط به استقرار عدالت در مناسبات جهانی دانسته و با اشاره به تغییر تعادل در روابط جهانی با انقلاب اسلامی و در نتیجه وقوع جنگ می فرمایند: «ما امیدواریم كه تعادل دنیا به خطر نیفتد برای این كه ما به هیچ طرفی از دو طرف شرق و غرب تمایلی نداریم و ما با همه روابطی علی السواء داریم و با همه رفتاری عادلانه داریم، البته در صورتی كه آن ها عدالت را در رابطه با ما رعایت كنند» (صحیفه امام خمینی، اسفند1379، جلد5، ص417)

از دیدگاه ایشان حاكمیت در اردوگاه سلطه گران بر مبنای حاكم و محكوم است ولی در اردوگاه سلطه ستیزان رابطه امام و ماموم برقرار است. از دیدگاه ایشان نوع مقابله و منازعه در سلطه گران به صورت جنگ‌های كلاسیك و استفاده از سلاح‌های كشتار جمعی است درحالیكه در كشورهای سلطه ستیز به صورت مقاومت و قیام‌های مردمی و یا دفاع همه جانبه است. امام خمینی همواره بر عدم وجود عنصر بنیادین عدالت در مبانی اندیشه­ای غرب و اردوگاه سلطه­گران انتقاد داشته است. از دیدگاه ایشان مبانی فكری و اندیشه‌ای در اردوگاه سلطه گران در قالب ماركسیسم ، سكیولاریسم، لیبرالیسم و ناسیونالیسم است كه یا اعتقادی بر عدالت ندارند و یا اگر هم مثل ماركسیسم داعیه طرفداری از عدالت دارند معنای عدالت را به درستی نفهمیده و به شكل غیر مستقیمی به دنبال همان سیاستهای سرمایه­داری بودند كه امروزه در قالب نولیبرالیسم انضباط آفرین(به تعبیر گرامشی)دنبال می­شود در حالی كه در اردوگاه سلطه ستیزان به صورت دین گرایی، اسلام گرایی، الهیات رهایی بخش و مردم سالاری با تكیه بر معنویت، اخلاق و عدالت ظهور دارد.از دیدگاه امام خمینی كشورهای سلطه گر از نظر سیاسی بر پایه ریا، تزویر، دروغ و استانداردهای دوگانه و به عبارتی سیاست ماكیاولیستی بنا شده ولی كشورهای سلطه ستیز بر مبنای صداقت، صراحت و كیاست توام با جسارت و شجاعت شكل گرفته اند.

اردوگاه سلطه ستیزان شامل توده‌های مردم در جهان توسعه یافته، ملت‌های غیرمسلمان كشورهای در حال توسعه، جهان اسلام و جهان تشیع است كه در راس آنها جمهوری اسلامی ایران قرار دارد و اردوگاه سلطه گران نیز شامل دولت‌های اسلامی و دولت‌های درحال توسعه تحت نفوذ غرب، دولت‌های پیشرفته همراه با غرب و دولت‌های اروپایی است كه در راس آنها دولت ایالات متحده آمریكا قرار دارد(همان).به عقیده امام خمینی تبلور وحدت اسلامی بین دولتهای مسلمان و جوامع اسلامی می­تواند منجر به اتحاد در برابر ابرقدرتها و بر هم زدن مناسبات ناعادلانه موجود و برقراری عدالت جهانی شود(همان، ص444)

امام خمینی نظام سلطه­گرایانه باقیمانده از عهدنامه وستفالی را به صورت جدی به چالش كشانیده و باعث بیداری اسلامی و افزایش آگاهی ملتهای تحت سلطه در كشورهای استعمارزده شدند.از دیدگاه ایشان ایران اسلامی رهبری اردوگاه جدیدی از سلطه ستیزان را بر عهده گرفته كه در تقابل با نظام سلطه غرب محور می­باشد به گونه­ای كه روابط بین­الملل را بر پایه­هایی جدید استوار می­نماید كه چه از نظر ساختاری و چه از نظر محتوایی و مفهومی با آنچه تا كنون در ادبیات علوم سیاسی و روابط بین­الملل رایج است، شباهتی نخواهد داشت(محمدی، 1387، ص37).امام خمینی در رابطه با دولت ها وچگونگی شكل گیری نظام بین الملل، خط مشی را اتخاذ كرده اند و دولت های جهان را به دواردوگاه تقسیم می كنند؛ ایشان به جای تاكید بر تعداد بازیگران، تعداد ایدئولوژی مسلط در نظام بین الملل را مورد توجه قرا می دهند. (ستوده آرانی، دانشیار،1388: 17-18)

امام خمینی معتقد است كه استعمارگران در سراسر دنیا به شكلی هماهنگ و به دست عمال سیاسی خود كه بر مردم كشورهای گوناگون مسلط شده اند، نظام اقتصادی و سیاسی ظالمانه­ای را ترتیب داده و به تعبیر آنتونیو گرامشی ماركسیست ایتالیایی یك اردوگاه تاریخی را تشكیل داده­اند( كه مركز ثقل امروزین آن كشورهای گروه هشت(G8) می­باشد) كه بر اثر آن مردم جهان به دو دسته ظالم و مظلوم تقسیم شده اند(امام خمینی، بی تا، صص43-42). به عقیده امام خمینی انقلاب اسلامی نه تنها موجب پیروزی مردم ایران بر رژیم شاهنشاهی گردید، بلكه آغازگر حركتی جهانی برای در هم شكستن نظامهای زورمدارانه جهانی با تكیه بر بیداری و قیام ملتهای محروم و تحت ستم گردید(محمدی، 1387، پیشین، ص50).

ایشان به شكل بنیادین با نظم حاكم بر نظام جهانی مخالف بوده و آنرا ناعادلانه می­داند. ایشان نه تنها نظریات حاكم بر روابط بین­الملل كه نشات گرفته از اندیشه­های «ماكیاول»، «هابز»و «مورگنتا»بوده و مبتنی بر این عقیده است كه حق با زور است را مردود دانسته(همان)، بلكه بر این اعتقاد بود كه سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستكبرین داشته و تا زمانیكه این سلطه­طلبان بی­فرهنگ در زمین هستند، مستضعفان به ارث خود كه خدای متعال به آنها عنایت فرموده نمی­رسند(صحیفه امام خمینی، اسفند1379، جلد12، ص144)

در دیدگاه امام خمینی در حالیكه در اردوگاه سلطه­گران، بازیگران اصلی تلاش می­كنند كه همچنان نظام ظالمانه وستفالی و قواعد بازی آن را حفظ نمایند. اردوگاه سلطه­ستیزان به ویژه با پیروزی انقلاب اسلامی و دمیده شدن روح امید درصدد شكستن این تابوی چندصدساله نظام سلطه بوده و برای جامعه جهانی برنامه و اهداف و قواعد بازی جدیدی را برنامه ریزی می­كنند(محمدی، 1387، پیشین، صص52-51).در نگاه امام برقراری صلح جهانی پایدار مستلزم استقرار عدالت جهانی می­باشد و برقراری عدالت جهانی پیش شرطی برای برقراری صلح جهانی می­باشد.از آنجائیكه قدرتمندان و دولتهای غربی به هیچ قیمتی حاضر به كوتاه آمدن از منافع خود برای برقراری عدالت نیستند بنا بر این تقابل با آنها برای رسیدن به صلح جهانی و پایدار اجتناب ناپذیر خواهد بود.

ادامه دارد . . .

پی نوشت ها:

الف) فارسی

1. امام خمینی(بی تا)، ولایت فقیه، تهران: انتشارات كاوه.

2. صحیفه امام(زمستان 1379)، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، جلد5، چاپ سوم.

3. صحیفه امام(زمستان1379)، تهران: موسسه تنظیم نشر آثار امام خمینی، جلد12، چاپ سوم.

4. اشلی، ریچارد(1386)، «فقر نوواقعگرایی»، مندرج در مفاهیم اساسی در روابط بین­الملل:نوواقعگرایی، نظریه انتقادی و مكتب برسازی، ویراست توسط اندرو لینكلیتر، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت خارجه.

5. ستوده آرانی، محمد و دانشیار، علیرضا،( 1388)، آسیب شناسی روابط بین الملل از دیدگاه امام خمینی(ره)، فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی ، سال ششم، ش 19، زمستان.

6. سلیمی، حسین(1380)؛ نظریه انتقادی، پست مدرنیسم، نظریه های مجازی در روابط بین الملل، تهران:گام نو.

7. جمشیدی، محمد حسین و درودی، مسعود،( 1389) مفهوم و شاخصه های عدالت سیاسی در گفتمان سیاسی امام خمینی، فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی،سال هفتم،ش 22، پاییز.

8. دهقانی فیروز آبادی، سید جلال،( 1389)، تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر نظریه های روابط بین الملل، فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی، سال هفتم، ش 20، بهار.

9. صالحی، زهرا (1388)، «مناسبات عدالت و صلح جهانی از دیدگاه امام خمینی»، ماهنامه معرفت، شهریور1388، ش142،صص 117-131

10.طاهایی، سیدجواد(1388)، «امام خمینی و مبانی سیاست خارجی ج.ا.ا»، فصلنامه بین المللی روابط خارجی، بهار1388، ش1،صص 111-77

11. عبداله خانی،علی(1383)، نظریه­های امنیت: مقدمه­ای بر طرح­ریزی دكترین امنیت ملی(1)، جلد1، تهران:انتشارات موسسه مطالعات و تحقیقات بین­المللی ابرار معاصر تهران.

12. قوام، عبدالعلی(1384)، روابط بین­الملل: نظریه ها و رویكردها، تهران: انتشارات سمت.

13. كاكس، رابرت(1371)، «چند سوگرایی و نظم جهانی»، ترجمة سیروس سعیدی، مجله اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی، سال هفتم، شماره سوم و چهارم، (آذر و دی)، صص42 تا 51.

14. گیل، استفن،( 1385)، جهانی شدن، تمدن بازار نگر ونولیبرالیسم انضباط آفرین، در مفاهیم اساسی در روابط بین الملل:ماركسیسم، اندرولینكلیتر، تهران:دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی وزارت خارجه.

15. محمدی، منوچهر(ب)(1387)، «برخورد تمدنها یا برخورد با نظام سلطه»، فصلنامه حكومت اسلامی، تابستان1387،صص 62-37

16. مشیرزاده، حمیرا(الف)(1384)، تحول در نظریه های روابط بین الملل، تهران: انتشارات سمت.

17. مشیرزاده، حمیرا(ب)(1384)، «بازبینی نظریه انتقادی در روابط بین­الملل»، فصلنامه سیاست، بهار1384، ش65

ب) انگلیسی

1- Gill,s(1993),"Epistemology, Ontology and Italian school" in Gill,ed.

2- Jacson,R and Sorensen,J(1997), Introduction to International Relations, New York and Oxford: Oxford University Press.

3- Rupert, M(1993), Producing Hegemony: The Politics of Mass Production and American Global Power, Cambridg University Press.

4- Stean,J and Pettiford,L(2001), International Relations: Perspectives and Themes, London: Longman.

5- Griffiths, Martin (1999). Fifty key Thinkers in International Relations, New York, Rutledge

ج) اینترنتی

1- احمدیان، فاطمه(1388)، «نظریه انتقادی یا مكتب فرانكفورت در روابط بین الملل»، مندرج در :

http://www.political.ir/post-362.aspx

2- پایگاه بررسی استراتژیك(1389)، « مبانی نگرش امام خمینی(ره) به سیاست خارجی و نظام بین الملل»، مندرج در:

http://strategicreview.org/?p=16394

3- محمدی، منوچهر(1388)، «امام خمینی با انقلاب خود سیر تحولات نظام بین الملل را به چالش كشید»، مندرج در:

http://www.ghatreh.com/news/5489177.html

4-ستوده ارانی، محمد(1387)، «امام خمینی و نظریه پردازی در روابط بین الملل»، مندرج در:

http://noorportal.net/90/124/130/12366.aspx