منبر هیئت دانشگاه هنر، محرم 1390

استاد پناهیان: بچه‌ها یک سوال! چرا در قرآن سخنی از آزادی بیان نیامده است ؟! الان جوابش رو ندید، تا فردا شب فکر کنید

و من تا فردا شب خیلی فکر کردم ولی جوابی پیدا نکردم، پیش خودم فکر می‌کردم حاج آقا داره شوخی می‌کنه وگرنه مگه میشه اسلام از آزادی بیان حرفی نزده باشه! مطلب به این مهمی!

فردا شب رسید و استاد پناهیان به جای جواب باز هم سوال کرد! اصلا آزادی بیان خوب هست ؟! چه فایده‌ای داره؟ نمیشه از راه‌های دیگه به فوایدش دست پیدا کرد؟

و این بار من خیلی به فکر فرو رفتم! واقعا آزادی بیان چیست؟ چرا هست؟ چرا باید باشد؟ اصلا باید باشد؟ آیا آزادی بیان چارچوب دارد؟ آیا انسان در بیان آزاد است؟

آزادی بیان یا همان freedom of speech در جهان امروز چه معنایی دارد و این ابزار در دست چه کسانی است؟

.

حاج آقا می‌گفت: که آزادی بیان شعاری است در دست مستکبرین تا به این بهانه، بیشتر دروغ بگن و اصول رو زیر سوال ببرند و فساد رو گسترش بدن تا بتونن بر ملت‌ها مسلط بشن

می‌گفت زدن حرف حق که آزادی بیان نمی‌خواد، شجاعت می‌خواد، خدا هم در قرآن فرموده اونها که حرف حقی دارند نترسند و بگن. آزادی بیان فقط به انتشار حرف باطل و ناصحیح و خدشه وارد کردن به حرف حق، کمک می‌کنه وگرنه کسی که حرف حق داره باید اون رو بزنه حتی اگر آزادی وجود نداشته باشه و سرش بره پای دار

دیدم انگار داره راست میگه، کاش میشد به حاج‌آقا بگم بذار دستت رو ببوسم؛

.

یک وقت‌هایی یک چیزهایی ما رو چنان احاطه می‌کنن که ما اونها رو حقیقت مسلم می‌پنداریم و دیگه درباره‌شون فکر نمی‌کنیم. سال‌ها پیش این حالت بیشتر در علوم تجربی پیش می‌اومد، مثلا سال‌های سال مردم فکر می‌کردند زمین صافه و کسی بهش فکر نمی‌کرد. حالا دو سه قرنی میشه که این حالت در مورد علوم انسانی پیش اومده، سال‌های سال مردم فکر کردند و بعضی هنوز هم فکر می‌کنند که دموکراسی چیز خوبیه، قبل‌ترش این فکر رو در مورد چیزهای دیگه هم می‌کردند، یا نظراتی که در مورد حقوق بشر و آزادی بیان و فمینیسم و … وجود داره.

با رشد صنعتی کشورهای غربی (که عمده سرمایه‌اش از استعمار کشورهای دیگه منجمله جهان سوم بود)، در چشم کشورهای عقب افتاده، کشورهای توسعه‌یافته شدند الگوی پیشرفت و تمدن؛ این الگوپنداری به حوزه‌های علوم انسانی هم کشیده شد و اونها شدند پیشرو و خط دهنده بقیه کشورها. کافی بود تا یک غربی، یک نظریه بده تا طرفداران و مریدانی در اقصی نقاط جهان پیدا کنه.

اما در چند سال اخیر و به خصوص به برکت انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، تغییرات اساسی در این روند شکل گرفت و روندی که می‌رفت تا دوره نوین و مدرن استعمار رو به وجود بیاره با چالش جدی مواجه شد. البته انقلاب ایران تنها حرکت مهم و موثر در شکست این روند نبود، اما به حقیقت مهم‌ترین و موثرترین و زاینده‌ترین حرکت بود.

با شکل‌گیری نوع جدیدی از حکومت تحت عنوان جمهوری اسلامی که در راس آن شخصی به عنوان “ولی فقیه” قرار داشت، جهانیان متوجه گرد بودن زمین شدند یا لااقل این سوال برایشان پیش آمد که آیا زمین صاف است؟!

این بود که بسیاری از شعارها که تا قبل از این، آرمان ملت‌ها شده بود به شدت زیر سوال رفت، دموکراسی، حقوق بشر و آزادی بیان از بارزترین این شعارها بود.

در تعلیمات الهی، آنچه ارزش است، داشتن تقوا و شجاعت برای گفتن حرف حق است نه برقراری فضای آزادی بیان برای حرف زدن

کسی که تقوی داشته باشد، شجاع است و حتی در فضای فاقد آزادی هم حرف حق را می‌زند. در این صورت نه تنها از آزادی سوء استفاده نخواهد شد، بلکه آزادی حقیقی نیز ایجاد می‌شود. در حالیکه می‌توان به بهانه‌ی آزادی بیان، یک جو خفقان فکری را به جامعه و اندیشمندان تحمیل کرد که از دیکتاتوری‌های نظامی هم بدتر است.

.

و اما نگاهی به قوانین اسلام در مورد انواع بیان:

دروغ نگویید / تهمت نزنید / غیبت نکنید / رازدار باشید (راز دیگران را افشا نکنید) / مسخره نکنید / اهانت نکنید / دشنام ندهید / چاپلوسی نکنید / همدیگر را نصیحت کنید / با یکدیگر مشورت کنید / جدل نکنید / مناظره کنید / سخن حق بگویید / امر به معروف کنید / نهی از منکر کنید / سلام کنید / خدا را شکر کنید / کم و گزیده سخن بگویید / نرم سخن بگویید / ….

باز هم هست، شاید یادم اومد به این لیست اضافه کردم

تا جایی که من دیدم در اسلام سفارشی به آزادی بیان یا رعایتش نشده، البته لازم به تذکره که منظور از “آزادی بیان” در این مقاله، همون “آزادی بیان” مدنظر رسانه‌های امروزی است، همون آزادی بیان نامعقول و یک طرفه‌ی غربی که بعضی‌ها روش اصرار دارند.

در عوض در اسلام به رعایت حد و حدود بیان بیشتر توصیه شده. در مواردی هم هست که مثلا سفارش شده، “مظلوم حقش رو فریاد بزنه” که البته این سفارش خیلی به آزادی بیان مربوط نمیشه و بیشتر به دادخواهی و نکوهش ظلم‌پذیری مربوط میشه.

.

راستی تا به حال با خودمون فکر کردیم که چرا دولت‌هایی که از آزادی بیان یا حقوق بشر دم می‌زنند خودشون جنگ طلب ترین و خونریزترین دولت‌ها بودند؟! چرا اونها از آزادی بیان نمی‌ترسند؟!

عقل حکم می‌کنه که اون‌ها باید خیلی از آزادی بیان بترسند! چون آزادی بیان منجر به زیرسوال رفتن اقداماتشون میشه، چرا این آدم‌ها رو می‌کشید؟ چرا اینجا رو اشغال می‌کنید؟ چرا از تروریست‌ها حمایت می‌کنید؟ چرا آدمکش تربیت می‌کنید؟ و هزاران چرای دیگه ….

آیا دلیلش غیر از اینه که اونها به بهانه‌ی همین آزادی بیان، خیلی دروغ‌ها رو در دنیا، راست جلوه دادند و بهانه‌ی اقداماتشون کردند؟ غیر از اینه که با همین آزادی بیان، جو خفقان ایجاد کردند تا صدای مظلومین به گوش جهانیان نرسه؟

بحث حقوق بشر هم هست، به شکلی دیگه … که حالا بماند بعد

.

سوال: با آزادی بیان راحت‌تر میشه حرف درست زد یا حرف نادرست؟

جواب: خب حرف راست و درست که قابل قبول باشه، مشکلی در بیان نداره، حرف نادرسته که برای اینکه بیانش آزاد بشه، باید قوانین خاص وضع کرد

سوال: آیا آزادی بیان موجب افشای مفاسد می‌شود؟

جواب: بسیار بسیار بیشتر از اینکه موجب افشای مفاسد شود، برای تهمت زدن و تخریب دیگران استفاده می‌شود، اصولا آنجایی می‌توان اسم مفسده بر چیزی گذاشت که یک دادگاه صالحه آن را تایید کرده باشد، وگرنه به بهانه مفسده بودن چیزی یا کسی، آن را بدنام کردن، کار درستی نیست. کما اینکه مشاهده می‌شود “آزادی بیان” همین کار را می‌کند.

سوال: آیا انتقاد کردن از دیگران اعم از عملکرد یا نظرشان بدون آزادی بیان امکان دارد؟

جواب: بله امکان دارد. اتفاقا آزادی بیان ابزاری شده برای توهین به اعتقادات دیگران نه انتقاد از آن! اصولا برای انتقاد کردن البته به صورت منصفانه و عادلانه بدون تخریب و توهین، نیازی به مجوز و قانون خاصی نیست، کار درستی است و عقل هم آن را می‌پذیرد.

سوال: آزادی بیان بیشتر در خدمت مقاصد الهی بوده یا مقاصد شیطانی؟ نسبت آزادی بیان با ادیان چیست؟

جواب: آنچه در دنیای امروز نشان می‌دهد این است که حربه‌ی آزادی بیان، عمدتا برای تخریب چهره مومنین و زیرسوال بردن ادیان الهی به کار برده شده، اتفاقا آنجا که آزادی بیان یا حقوق بشر با منافع مستکبرین در تضاد باشد، به شدت محدود یا حتی ممنوع می‌شود، مانند بحث هولوکاست، حجاب، توهین به پیامبران و اولیاء الهی، اهانت به کتب آسمانی، ایجاد شبهه در اعتقادات الهی مردم و ….

.

در پایان ذکر این نکته ضروری است که این مقاله در پی نفی کردن آزادی بیان نیست، بلکه هدف آن تبیین آزادی بیان و روشن کردن اذهان است تا به قول استاد پناهیان “مواظب باشید با حرف‌های خوب شما را فریب ندهند”

.

آیت الله سید محمد حسین فضل الله درباره آزادی بیان از دیدگاه اسلام می‌نویسد:

یکی از انواع آزادی‌های مورد نظر اسلام، آزادی بیان است. …. ویژگی نظام آزادی‌ها در اسلام این است که دیدگاه خاصّی نسبت به هستی و زندگی دارد، به غیب ایمان دارد و به روز قیامت باورمند است. پس آزادی‌ها نیز باید در همین راستا حرکت کنند. ….. آزادی بیان یک ارزش اساسی در مجموعه ارزش‌های انسانی است ولی شامل همه ارزشهای بشری نمی‌شود. کرامت انسانی و حرمت بشری نیز وجود دارد. خطایی غیرقابل توجیه است اگر تحت عنوان آزادی بیان، کرامت و حرمت انسانهای دیگر را زیر پا بگذاریم. پس اگر نظام آزادی‌ها در اسلام مبتنی بر ایمان به خداوند است، طبیعی است که نهایت آزادی نیز هیچگاه از این نظام نباید فراتر برود و به توهین به خداوند و کتاب‌های آسمانی او و پیامبران گرامی‌اش بینجامد.

در جوابِ پرسشی در سایت پرسمان دانشجویی آمده است:

در اندیشه‌ی اسلامی، در اصل ضرورت «آزادی بیان» و ثمراتی که بر آن مترتب است و ضررهای ناشی از منع آن، هیچ تردیدی نیست. اما سؤال اساسی آن است که آیا برای این «آزادی» حد و مرزی هست یا نه؟ آیا هر کس هر چه بخواهد، می‏‌تواند بگوید؟ و هر نظر و اندیشه‌ای و … را می‏‌تواند آزادانه پخش کند؟

شرایط آزادی بیان: گفتنی است در هیچ نظامی، آزادی بیان به صورت مطلق و بدون حد و مرز وجود ندارد؛ بلکه آزادی محدود و در چهارچوب ارزش‏‌های پذیرفته شده در هر جامعه است. این چهارچوب‏ها از هر نظام و جامعه‏‌ای تا نظام و جامعه‌ی دیگر، متفاوت است و مبتنی بر جهان‏بینی و نظام فکری آن جامعه است.

علی بلام پور در مقاله‌ای می‌نویسد:

باید دید که آزادی، تروریست، حقوق بشر و… در فرهنگ غرب چه معنی می‌دهد، با توجه به رفتار و مواضع غربی‌ها در قبال اتفاقات رخ داده در جهان، به نظر می‌رسد “آزادی را هر چه دلت می‌خواهد انجام بده، فقط با ما همراه باش” و “تروریست را هر که از حقوق خود دفاع می‌کند” تعریف کرده‌اند. شاید بر روی کاغذ چیز دیگری نوشته باشند اما آنچه به آن عمل می‌کنند بر اساس تعریف ماسبق می‌باشد.