راز انگشتر/یادبود عبدالجبار قرایی، اولین عکاس دفاع مقدس یزد
پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در جهاد سازندگی به عنوان جهادگری متعهد در سنگر سازندگی و فعالیت های فرهنگی و هنری حضوری فعال و چشمگیر داشت. در هشت سال دفاع مقدس نیز رزمنده ای بود که در صحنه های شهامت، ایثار و شهامت آخرین لحظه های سرخ عروج همرزمانش را هنرمندانه در قالب تصویر به ثبت رساند و پی از پایان جنگ تحمیلی همچنان با روحیه بسیجی به فعالیت های هنری و فرهنگی خویش در زمینه تئاتر، عکاسی، فیلم سازی و مجموعه کارت پستالهای تاریخی استان یزد پرداخت.
ارزندهترین فعالیتهای این زندهیاد چاپ مجموعه مروارید درخشان کویر و کتاب نفیس ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو که شامل ۲۴۰ عکس از میراث باارزش تاریخی و مذهبی استان می باشد.
زنده یاد شادروان مرحوم حاج عبدالجبار قرائی سرانجام در تیرماه ۱۳۷۵ به هنگام فیلمبرداری از پیشرفت های صنعتی استان در یک حادثه دلخراش مرغ روحش به ملکوت اعلی پیوست و با عروج شهادت گونه خود در برگ های کتاب زندگی تا ابد جاودانه ماند.
اینک به گوشه ای از ویژگی های وی از زبان دوستانش می پردازیم.
وی در ظرف زمان و مکان نمی گنجید و فراتر از این حرفها بود لذا نمیشد او را محدود کرد و بدنبال یک حرکت اساسی و کلان بود حتی اگر مامور یک کار خاص سازمانی میشد.
در بعد هنری خصلت هایی چون بلندطبعی، پشتکار، تعهد و اخلاص از وی شخصیتی ممتاز و کم نظیر ساخته بود.
فردی خوش فکر، خوش ذوق، و علاقه مند به انقلاب اسلامی بود به طوری که اکثر مواقع تا نیمههای شب مشغول فعالیت در ابعاد مختلف فرهنگی و هنری بود و در برگزاری نمایشگاه های استان محور اصلی بود و بخاطر ارتباطش با نیروهای رزمنده و حزب اللهی کارها در اسرع وقت انجام میشد.
خستگی در وی راه نداشت. وی می گفت ما باید استان یزد و عنوان دارالعباده و خصوصیات مردم و پایبندی آنها به ارزش ها را به صحنه تصویر در آوریم و نسل آینده را مقید به پاسداری از ارزش های بجای مانده نمائیم.
در عین حال باید اذعان داشت که او در آغاز راه بود و در همه ابعاد چون غنچه ای بود که تازه داشت میشکفت. اما دست گلچین روزگار امانش نداد.
سردار فتوحی//عملیـــات کربلای ۸ نزدیک بود آمد و انگشترش را به من داد و گفت این انگشتر پیش شما باشد،من در این عملیات به شهادت میرسم. با اصرار زیاد راز این انگشتر را از او پرسیدم،نامه ای را درآورد وامضاء چند شهید را نشان داد.
آن نامه در حقیقت عهدی بود که در آن تعدادی از بچه ها به هم قول داده بودند که اگر یکی شهید شد بعد از شهادتش به بقیه بگوید که چه چیز مانع شهادتشان شده است.آن نامه را در آورد و گفت آخرین بار که به مرخصی رفته بودم به مزار شهیدی که پای این نامه را ۳بار امضاء کرده بود رفتم وکلنگی را هم با خودم بردم.کلنگ و نامه را بالای سنگ مزارش گذاشتم ، گریه کردم و گفتم اگر تا صبح به من نگویی چرا شهید نمیشوم مزارت را خراب میکنم.نزدیک های صبح بود که در خواب دیدم که انگشتر دستش را نشان داد وبعد هم به سرعت ناپدید شد از خواب که بیدار شدم فهمیدم که به این انگشتر دلبستگی زیادی پیدا کرده ام چون که این انگشتر را کس عزیزی به من هدیه داده بود برای همین این انگشتر را به تو میدهم تا خیالم راحت باشد که هیچ گونه وابستگی به این دنیا ندارم این را گفت و رفت و در همان عملیات کربلای ۸ بود که شهید دهستانی به مقام شهادت نائل آمد.
میرزامحمد جعفری زاده// مرحوم عبدالجبار قرائی را از زمانیکه در تداکات هلال احمر کار می کردم می شناختم ،یعنی قبل از اینکه در کمیته فرهنگی مشغول شوم . گاهی هم با هم به کوه می رفتیم و ایشان آنجا عکاسی می کرد .
از سال ۱۳۶۰ محل کارمان یکی شد و بیشتر ایشان را می دیدم . بیشتر فعالیت وی در زمینه های عکاسی و فیلمبرداری بود و در این زمینه با همراهی برادر اقبال و شهید بزرگوار اصغر ابهت تلاش بی وقفه ای داشتند.
از دیگر فعالیت های چشمگیر ایشان برپایی نمایشگاههای بی نظیر عکس از فعالیت های جهاد و جنگ در استان بود که بیشتر در مکان هایی مثل پارک هفتم تیر، ابتدای خیابان شهید رجایی ( جنب سینما دانش آموز )، جنب پارک شادی، کمیته فرهنگی و … برگزار می شد.
مهمترین ویژگی های اخلاقی و هنری مرحوم عبد الجبار را می توان خستگی ناپذیری ، دریا دلی ، شجاعت ، برخورد بسیار مناسب با افراد بویژه آنان که در زمینه کاری با آنها ارتباط داشت ، دقت در کار و اصرار در رسیدن به هدف دانست . او مخلص بود و برای خدا کار می کرد ، اهل خطر بود . می توانست با تخصصی که دارد پولهای کلانی دریافت کند اما اهل مادیات نبود . به خاطر همین ویژگی ها میان هنرمندان محبوب بود .
مرحوم عبدالجبار قبل از انقلاب هم عکاسی می کرد، از این دوران و قبل از پیروزی انقلاب اسلایدهایی از او به جا مانده است. همچنین فیلم «شلمچه در خون» و مستند هایی که از جبهه تهیه کرده یا در زمینه فعالیت های جهاد است ، از آثار اوست.
کتاب « ای صبا با ساکنان یزد… » از دیگر آثار اوست که مورد استفاده اکثر هنرمندان و ادارات قرار گرفت . وی قصد داشت جلد دوم این اثر را منتشر کند و حتی عکس های آن را هم آماده کرده بود که عاقبت جان خود را در همین را از دست داد.
روحش شاد
تصاویر مرحوم عبدالجبار قرایی؛ عکاس دفاع مقدس یزد








شهدا مذهبی فرهنگی اجتماعی هنری بهاباد